اظهارات اخیر سعید جلیلی، رئیس دولت سایه درباره صلح حدیبیه در زمان پیامبر(ص) با واکنشها نقدهایی همراه شده است خاصه آنکه او از جمله افراد مخالف تفاهم ایران و آمریکا بوده و سالها به دلیل امضای برجام در دولت روحانی، شدیدترین نقدها را به او داشته است.
در همین خصوص، حمیدرضا جلایی پور، فعال سیاسی اصلاح طلب، به خبرآنلاین گفت: « نگاه امثال آقای جلیلی در سیاست خارجی از گذشته تا کنون مبتنی بر «ایدهآلگرایی ناواقعگرا» بوده است. پس از پیروزی انقلاب و در ادامه حیات جمهوری این «ایدهآلگرایی ناواقعگرا» همیشه بخشی از سیاست ایران بوده و هست. این ایدهآلگراها از حیث ارزشی حرفهای زیبایی میزنند و در برابر نیروهای «واقعگرای» انقلاب و جمهوری اسلامی قرار دارند.»
وی همچنین درباره جنگ آمریکا علیه ایران بیان کرد: «ترامپی که جلوی چشم جهانیان توافق برجام را پاره کرده قبول شرایط تفاهمنامه (که در آن ایران دست پایین را ندارد) برایش خفت است. الان که داریم صحبت میکنیم «جنگ فرسایشی» همچنان ادامه دارد و وظیفه خطیر ایران (یعنی حکومت و جامعه ایران) این است که عزتمندانه از این پیچ جنگی و جنگ فرسایشی عبور کنیم. البته راه سختی است ولی راهی است که میتوان پیمود.»
مشروح گفتگو با حمیدرضا جلایی پور، فعال سیاسی اصلاح طلب را در ادامه می خوانید؛
* آقای جلاییپور! نبرد ایران و آمریکا بار دیگر اغاز شده است، آیا جنگ میان دو کشور قرار است به همین صورت فرسایشی ادامه پیدا کند که چند روز نبرد و عملیات نظامی باشد و چند روز آتش بس یا آنکه دو کشور بار دیگر به تفاهم نامه باز خواهند گشت؟
هم احتمال تداوم «جنگ فرسایشی» و هم احتمال عبور «عزتمندانه» از این وضعیت جنگی هست. در مجموع مسیر سختی در پیش داریم. زیرا اسرائیل خواهان تداوم «جنگ فرسایشی» است تا ایران (نه فقط جمهوری اسلامی) ضعیف شود تا دوباره مثل جنگ دوازدهروزه به ایران حمله کند. آمریکا هم در ابتدای جنگ رمضان دنبال «تسلیم» ایران بود که با دفاع و مقاومت استوار حکومت و جامعه ایران روبرو شد و هم اکنون ترامپ در شرایط «گیجی» بسر میبرد. گویا نه میتواند یک جنگ تمام عیار راه بیاندازد و نه زیر بار اجرای کامل تفاهمنامه میرود، چون برایش در آمریکا، خصوصا در برابر حزب رقیبش حزب دموکرات، یک شکست است.
بعبارت دیگر ترامپی که جلوی چشم جهانیان توافق برجام را پاره کرده قبول شرایط تفاهمنامه (که در آن ایران دست پایین را ندارد) برایش خفت است. الان که داریم صحبت میکنیم «جنگ فرسایشی» همچنان ادامه دارد و وظیفه خطیر ایران (یعنی حکومت و جامعه ایران) این است که عزتمندانه از این پیچ جنگی و جنگ فرسایشی عبور کنیم. البته راه سختی است ولی راهی است که میتوان پیمود.
* در روزهای اخیر برخی از چهرههای سیاسی مانند آقایان سعید جلیلی و علی اکبر صالحی از صلح حدبیه گفتند. تحلیل شما از این ماجرا چیست؟
ببینید نگاه امثال آقای جلیلی در سیاست خارجی از گذشته تا کنون مبتنی بر «ایدهآلگرایی ناواقعگرا» بوده است. پس از پیروزی انقلاب و در ادامه حیات جمهوری این «ایدهآلگرایی ناواقعگرا» همیشه بخشی از سیاست ایران بوده و هست. این ایدهآلگراها از حیث ارزشی حرفهای زیبایی میزنند و در برابر نیروهای «واقعگرای» انقلاب و جمهوری اسلامی قرار دارند.
در دو دهه گذشته هم چندین فرصت برای حل مساله هستهای ایران و آمریکا پیش آمد، اگرچه همچنان مهمترین مانع آن همین نتانیاهو و ترامپ بودند و هستند، اما این نیروی «ایدهآلگرای ناواقع گرا» هم اجازه به استفاده از فرصتها را نمیداد. شما یادتان هست احمدینژاد قطعنامهها علیه ایران را کاغذ پاره میخواند و دنبال سیاست «محو» و مدیریت جهانی بود و همین جناب جلیلی در مذاکرات هستهای با نمایندگان اروپایی از خاطرات جنگ میگفت و وقت تلف میکرد.
هم اکنون اگر چه همچنان مهمترین مانع عبور از این شرایط جنگی و جنگ فرسایشی همچنان نتانیاهو و توهمات ترامپ هستند. ولی «ایدهآلیستهای ناواقعگرا» هم بیکار نیستند. شما دیدید پس از این که مردم ایران یک جنبش مردمی و پیوسته را علیه تجاوز آمریکا در شبهای ایران به نمایش گذاشتند،
شما دیدید همین نیروی تخریبی چگونه در قم به شهید علی لاریجانی حمله کردند یا در همین فرایند تکوین تفاهمنامه ایران با آمریکا چه واژههای زشتی علیه آقای پزشکیان بکار بردند حتی به آقای قالیباف که سردار در چهار جنگ ایران بوده رحم نکردند و تلاش کردند در فرایند یک دیپلماسی عزتمند ترمز او را بکشند و کشیدند. باز من تاکید کنم برای عبور عزتمندانه از این جنگ نابرابر و فرسایشی مهمترین علل و مانع توطئههای نتانیاهو و ترامپ است. ایران راهی ندارد تا کاری کند تا در آینده این نتانیاهو و ترامپ برایشان صرف نکند که به ایران حمله کنند.
با این همه کنشگری «ایدهآلگراهای ناواقع گرا» به حکومت ایران برای عبور عزتمندانه از پیچ جنگ کمک نمیکنند. به نظر من مهمترین نیرویی که میتواند این نیروی سلبی و مخرب را در سیاست ایران مهار کند، آیتالله مجتبی خامنهای رهبری کشور است. همچنان که در جریان پایان عزتمندانه جنگ تحمیلی در سال ۶٧ اگر مواضع راسخ امام خمینی نبود، کنترل نیروی «ایدهآلگرای ناواقعگرا» کار مشکلی بود.
* تاب آوری مردم را در شرایط اقتصادی اخیر، چطور ارزیابی می کنید و مردم جنگ اقتصادی را تا کجا ادامه خواهند داد؟
این سوال شما کمی رهزن است. گویی از رخدادی صحبت میکنید که ممکن است در آینده رخ دهد. ارزیابی درباره تابآوری جامعه مثل تابآوری یک فرد در برابر هجوم یک ویروس نیست. در واقع مردم ایران دو دهه است که با تشدید تحریمهای حداکثری دارند تابآوری میکنند. بیش از یک دهه هست رشد اقتصادی نداریم و تورم دو رقمی است. تورم سه رقمی شده و مردم دارند از گرانیهای جانفرسا رنج میکشند، چهل در صد جامعه زیر خط فقر رفته.
عقل کشورداری میگوید هر چه سریعتر شایسته است جلوی این مسیر فشار به جامعه را گرفت. به بیان دیگر موضوع مهم در موضوع تابآوری این است که مهمترین وظیفه خطیر حاکمیت اجرا شود یعنی این که عزتمندانه ایران را از این جنگ فرسایشی خارج شود. ایران (یعنی حکومت، قوای نظامی و جامعه ایران) نیازمند «تنفس» هستند. حرکت ایران به سوی بازسازی تخریبهای ناشی از جنگ و حرکت ایران به سوی پیشرفت اقتصادی در آینده، خودش یکی از ارکان قدرت ملی است.
* آینده ایران را چطور پیش بینی میکنید؟
کلا اگر منظور شما پیشبینی علمی است. امکان چنین پیشبینی را نداریم. آینده را همچنان حکومت و جامعه ایران باید بسازند. اشاره شد ایران در شرایط خطیری قرار دارد و راه عبور از پیچ جنگ و راه تفاهم و توافق با آمریکا اساسا راه آسانی نیست. هم اکنون دو دشمنی (نتانیاهو و ترامپ) که به ایران حمله کردند، در آینده به آشوب شهری امید بستند. راهش برای مواجهه با خطرات پیش رو شاید امور ذیل باشه (اگرچه کمی طعم تجویزی دارد):
۱. نیروهای دفاعی کشور محکم از کشور دفاع کنند (خصوصا با تقویت سیستم هوشمند پدافند و تقویت سازمان اطلاعات جنگ).
۲. دیپلماسی همه جانبه (خصوصا با همسایهها و با چین و شوروی) فعالتر شود.
۳. سوخت را دولت همینجوری تدریجی و با یک نگاه بلندمدت حل کند (اجازه مانور به شوکدرمانها ندهد).
۴. محاصره دریایی (خصوصا برای کالاهای اساسی ) را یک جوری حل یا جایگزین کند، از تامین ذخائر ارزی غفلت نشود.
۵. تا جایی که میشود از احساس یاس برای امکان بهبود آینده کشور در نزد نخبگان جلوگیری بشود خصوصا از گسترش حس استیصال جلوگیری بشود. (در این موضوع صداسیما نقش مهمی داره که بیشتر به ایدهآلگراهای ناواقعگرا روحیه میدهد).
۶. حاکمیت، دولت و نیروهای جامعه مدنی در شرایطی که مردم زیر فشار معیشتاند، بهانه آشوب جمعی ندهند، مثل گیر دادن به حجاب و بستن کافهها.
۷. یک جوری اجتماعات شبانه را بدون این که مردم خسته بشوند شایسته هست ادامه داد. به نظر من در ماههای پیش رو همچنان سنگر خیابان خوب است که از ناحیه حکومت و جامعه حفظ بشود. نیروی سرنگونی طلب که حاملانش نیروهای اسرائیلی فارسی زبان هستند همه امیدشان در روزهای سخت آینده به آشوب خیابانی و آشوب شهری گسترده است.
۸. سازمانهای اطلاعاتی مواظب شکلگیری ستون پنجم دشمن در میان جمعیت رنجدیده شهرها باشند و امور دیگر.